امروز پنج شنبه, 01 فروردين 1398 - Thu 03 21 2019

منو


این چنین باشیم

  • نوشته شده توسط roze
  • دسته: آداب بندگی
  • بازدید: 4405

مرگ بخاطر دوري از شرک و ريا

يکي از دوستان قم که برادر شهيد بود؛ پدرش يک آدم بازاري بود، براي من نقل کرد پدرش را تا وقتي زنده بود نشناختند. و بعد از مرگش کارهاي خيرش را متوجه شدند. ميگفت پدر ما در يک محله مستضعف قم مسجدي ساخت در حالي که حتي مادرمان و اهل محل و هيئت امناي آن مسجد هم خبردار نشده بودند. گفت شب سيزده رجب در همان مسجد جشني گرفته بودند و پدرم به طور ناشناس در آن مجلس شرکت کرد ولي يکي از هيأت امنا فهميده بود که باني مسجد کيست و الان در مسجد است و در بلندگوي مسجد به مردم ميگويد: يک بشارت بزرگي به شما بدهم. حاج آقاي رمضاني باني مسجد را که ما نميشناختيم امشب اينجا تشريف آوردند از ايشان تشکر ميکنيم. پدر ما هم وقتي اين خبر را اعلام کردند،همانجا سکته ميکند؛و بعد از يکي دو روز فوت کرد. پدر ما آنقدر از شرک و ريا بدش ميآمد که تا قبل از مرگش از هيچ يک از کارهاي خيرش خبر نداشتيم. پدر ما صندوقي داشت که وصيت نامه و مدارکش آنجا بود؛ در صندوق را که بازکرديم ديديم پر از قبض آب و برق و گاز فقراست و هيچکس غير از خودش خبر نداشته است.

افزودن نظر

با ورود به صفحه کاربری خود می توانید از تمامی امکانات سایت استفاده نمائید

ما 48 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم