امروز سه شنبه, 23 مهر 1398 - Tue 10 15 2019

منو


طی الارض وبالاتر از آن

  • نوشته شده توسط roze
  • دسته: سلوک
  • بازدید: 7059

چه کسی و چگونه می تواند طی الارض را انجام دهد؟
بقول حضرت آیت ا...بهجت (ره):طی الارض پائینترین وکمترین مرحله وقدرتی است که به شخص سالک ره یافته عطا میشود.

به فرموده حضرت آیت الله کشمیری ، اگر کسی سوره توحید را بی عدد بخواند؛و
در این عمل مداومت کند،طی الارض به او داده می شود.(کتاب گل باغ لاله
ها،مصطفی علوی،ص585)
آیت الله بهجت فرمودند : روزی آقای قاضی به آقای مولوی فرموده بود که شما
دنبال طی الارض هستید؟ ایشان پرسیدند: چه طور؟ آقای قاضی فرمودند: به
خاطر آنکه به خواندن سورۀ توحید تداوم دارید.(کتاب روزنه هایی از عالم
غیب،سید محسن خرازی،ص338)

طی الارض یعنی:« در لحظه ای به هر جای زمین رفتن». طی الارض، امری است
غیر عادی و مافوق قدرت طبیعی انسان و انجام آن، برای کسی میسر است که
سلسله علل طبیعی را تحت تصرف قدرت خود درآورد. مهمترین مسئله دراین باره
کسب معرفت نفس است که انسان بداند می تواند با سیر و سلوک صحیح و مشروع،
مظهر تجلی اسما و صفات الهی گردد. برای رسیدن به این معرفت، پاک سازی خود
از آلودگی های نفسانی و آراسته شدن به صفات الهی، طبق شریعت الهی،
مهمترین کار می باشد.
بر طبق حدیث «قرب نوافل»، انسان می تواند تا جایی پیشرفت کند که خداوند،
چشم و گوش و زبان و... او گردد؛ یعنی همه­ ی کارهای او الهی شود. البته
سلوک در این مسیر حتماً باید با مددگیری از اهل بیت(ع) و تحت اشراف
استادی اهل سیر و سلوک انجام شود و به قول شاعر:
طی این مرحله بی همرهی خضر مکن         ظلمات است بترس از خطر گمراهی
پاسخ تفصیلی
توضیح کامل پیرامون چگونگی تحصیل طی الارض را نمی توان در ضمن چند صفحه
نگاشت ولی چند نکته را به صورت اختصار اشاره می­نمائیم:
1. حقیقت «طی الارض» از امور خارق العاده و غیر عادی است؛[1] و طی الارض
یعنی در لحظه ای به هر جای زمین رفتن.[2] و کسی قادر بر انجام آن است که
دارای قدرتی مافوق طبیعی باشد و بتواند سلسله علل طبیعی را در تحت قدرت
خود درآورد.[3]
2. تحصیل قدرت مافوق طبیعی و به تسخیر در آوردن سلسله علل طبیعی و به
اصطلاح قدرت یافتن بر تصرف در ماده ی کائنات نیازمند به کسب مقدماتی است
که مهمترین آنها تحصیل معرفت نفس است؛ یعنی، به آن درجه ای از درک و علم
برسد که بداند اولاً: نفس او و همه موجودات ماسوی الله هیچ استقلال وجودی
و افعالی ندارند و در این عالم مستقلاً کاره ای نیستند و هیچ حرکت و فعلی
بدون اراده و مشیت و اذن خداوند تحقق نمی یابد.
ثانیاً: نفس انسانی هر چند مستقلاً و از نزد خود چیزی نیست و قدرت بر
انجام فعلی ندارد ولی به اراده و مشیت و اذن خداوند، قوه و استعداد آن را
دارد که محل تجلی و ظهور اسما و صفات و افعال حضرت حق گردد و می تواند
جامع ترین مظهر ذات متعالی حق گردد.
3. دست یابی به مقام مظهریت خداوند و فعلیت یافتن این قوه و استعداد، از
یک طرف منوط به پاک سازی و پالایش درون انسان از آلودگی هاست. یعنی افکار
و خیالات باطله و انگیزه های نادرست و افعال ناروا را از ساخت وجود خود
پاک سازد؛ و از طرف دیگر منوط به آلایش و آرایستگی به خصال نیک است؛
یعنی، حقیقت وجود و قلب و روح خود را به صفات الهی متصف کند و افکار و
انگیزه ها و افعال خود را به صفات حمیده آراسته گرداند و نفس قدسی پیدا
کند و به عبارت جامع تر تقرب الی الله پیدا کند. و با این تقرب الی الله،
صاحب اسم اعظم خداوند گردد و به ولایت تکوینی دست یابد، که در پرتو آن
قدرتی پیدا می کند که می تواند در ماده ی کاینات تصرف کند و تمام موجودات
عالم عناصر مقابل روح قوی او تابع و تسلیم خواهند بود و در حقیقت طی
الارض، یکی از آثار و ثمرات قدرت روحی و بروز و ظهور نفس قدسی او خواهد
بود.[4]
4. راه پالایش ساحت وجودی انسان از آلودگی ها و آلایش به خصال نیک، انجام
دستورات شرایع الهی و تطبیق زندگی بر دین خداوند است که توسط انبیای الهی
به بشریت هدیه شده است و چهره ی کامل شریعت که به نام دین مبین اسلام است
توسط رسول مکرم اسلام(ص) به جامعه ی بشری اهدا شده است.
5. شرایع الهی هر چند چون جنبه ی عمومیت دارد الزامی برای کسب قدرتهای
روحی ما فوق طبیعی و عادی ننموده ولی پیشوایان دینی از سوئی با بیان
اینکه متون دینی علاوه بر معانی ظاهری دارای باطنی هستند و از سوی دیگر
با بیان راه های وصول به مراتب عالی نفس انسانی، افراد مستعد را برای طی
نمودن مراحل سیر و سلوک ترغیب و تشویق نمودند که ما در اینجا به نقل حدیث
معروف قرب نوافل که از احادیث قدسی است، اکتفاء می کنیم:
رسول خدا(ص) می فرمایند: «خداوند فرمود: اظهار دوستی نکرد بنده ی من به
چیزی دوست داشتی تر از آنچه واجب کردم بر او و او با نوافل به سوی محبت
من می آید تا اینکه من نیز او را دوست بدارم. پس هنگامی که او را دوست
بدارم، شنوایی او می باشم ، آن گاه که می شنود و بینایی او می باشم، آن
گاه که می بیند و زبان او آن گاه که سخن می گوید و دست او می باشم آن گاه
که ضربه می زند و پای او می باشم آن گاه که راه می رود، هنگامی که به
درگاه من دعا کند اجابت می کنم و اگر از من درخواست کند، به او می
دهم.»[5]
6. طی مراحل سیر و سلوک انسانی بدون مدد جویی از اهل بیت(ع) ممکن نیست
چون اینان واسطه های فیض الهی و سر سلسله عارفان حقیقی اند همانطوری که
در زیارت جامعه کبیره آمده است: «خداوند به شما افتتاح عالم کرد و به شما
نیز ختم کتاب آفرینش نمود.»[6]
7. به دلیل پیچیدگی پیمودن سیر و سلوک، سالک عارف باید تحت مراقبت استاد
کامل متوجه به حق و اهل مکاشفه، بر طبق موازین و قوانینی که شریعت اسلام
و رسول اکرم و ائمه ی اطهار(ع) مقرر کرده اند
وارد مرحله ی سیر و سلوک الی الله شود.[7]
  بی پیر مرو تو در خرابات                 هر چند سکندر زمانی
[1]  . علامه سید محمد حسین حسینی تهرانی، مهر تابان، صص 182 ـ 183.
[2] . راه روشن (ترجمه ی محجةالبیضاء)، ج1، ص32.
[3]  . مهر تابان، صص 182 ـ 183؛ برای آگاهی از حقیقت طی الارض، نک:
نمایه ی حقیقت طی الارض.
[4]  . سید یوسف ابراهیمیان، ارمغان آسمان(شرح بر کتاب انسان در عرف
عرفان علامه حسن زاده آملی)، صص 526 – 534.
[5]  . محاسن برقی، ج 1، ص 291؛ اصول کافی، ج 2، ص 352.
[6]  . "بکم فتح الله و بکم یختم"، مفاتیح الجنان، زیارت جامعه ی کبیره.
[7]  . شرح مقدمه ی قیصری، ص 594 و 595.

آیت الله بهجت قدس سره می‌فرمود: كسی در حرم حضرت رضا علیه السلام برای
برآورده شدن حوائجش ختمی گرفت و گویا یكی از حاجاتش درخواست «طی الارض»
بوده! توفیق زیارت امام رضا علیه السلام را ، در عالم رؤیا و یا مكاشفه ،
پیدا می‌كند. به او می‌فرمایند: «هر چه هست، در تقوا است».
روزی به اتفاق یكی از عباد صالح خدارحمه‌الله رفتیم خدمت حضرت آیت الله
بهجت. یكی از دوستان از این بنده صالح خدا سؤال كرد: شما «طی الارض»
دارید؟ در جوابش فرمود: بالاتر از «طی الارض» دارم! پرسید: چیست؟! فرمود:
«محبت خدا» را دارم كه بالاتر از طی الارض است. آقای بهجت نیز عاشق خدا
بود. قلب نورانی‌اش مملوّ از محبت خدا بود. آن بندگی و آن تقوا، حاصلش
این می‌شود.

افزودن نظر

با ورود به صفحه کاربری خود می توانید از تمامی امکانات سایت استفاده نمائید

ما 18 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم