امروز یکشنبه, 28 مهر 1398 - Sun 10 20 2019

منو


اخلاص ومحبت در سیر و سلوک

  • نوشته شده توسط roze
  • دسته: منازل
  • بازدید: 5887

اخلاص ومحبت در سیر و سلوک

مقام اخلاص یکی از عالی ترین مراحل تکامل و سیر و سلوک است.در اثر
اخلاص،قلب،مرکز تابش انوار الهی می گردد و حکمت و دانش از قلب بر زبان
جاری می شود.
رسول خدا (ص) فرمود: هر کس که چهل روز خالص و فارغ برای خدا شد،چشمه های
حکمت از قلب بر زبانش جاری می گردد.(بحار،ج70،ص242)
حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: کجایند کسانی که اعمالشان را برای
خدا خالص می کنند و قلوبشان را برای این که مورد توجه خدا قرار گیرد پاک
می سازند.(غررالحکم،ص172)
حضرت زهرا علیها السلام فرمود: هر کس که خالص عبادتش را به سوی خدا
بفرستد خدا نیز بهترین مصلحت را برایش نازل می گرداند.(بحار،ج70،ص249)
حضرت علی علیه السلام فرمود: قلوب پاک بندگان ، مواضع نظر خدای سبحان می
باشند،پس هر کس که قلبش را پاک ساخت مورد نظر خدا قرار خواهد
گرفت.(غررالحکم،ص538)
رسول خدا صلی الله علیه و آله از جبرئیل نقل کرده که او هم از خدای متعال
روایت نموده که فرمود : اخلاص سرّی از اسرار من که در قلب هر کس که او را
دوست بدارم ودیعه می گذارم.(بحار،ج70،ص249)
اخلاص دارای مراتب و درجاتی است،اقل مرتبه اش این است که انسان عبادت
هایش را از شرک و ریا و خودنمایی خالص نماید و فقط برای خدا انجام
دهد.این مقدار از اخلاص،شرط صحت عبادت می باشد و بدون آن،تقرب حاصل نمی
شود.ارزش عمل به نیت پاک و اخلاص از شرک و ریاء است.
رسول خدا(ص) فرمود:خدا به صورت و عمل شما نگاه نمی کند بلکه به قلب های
شما نظر می کند.(بحار،ج70،ص248)
حضرت صادق (ع) فرمود: خدای متعال می فرماید : من بهترین شریک هستم هر کس
که دیگری را در عمل شریک قرار دهد(همه را به او واگذار می کنم) من قبول
نمی کنم مگر عمل خالص را.(بحار،ج70،ص243)
حضرت صادق(ع)فرمود: خدای متعال،مردم را در قیامت بر طبق نیت هایشان محشور
می کند.(بحار،ج70،ص209)
امیرالمؤمنین (ع) فرمود: خوشا به احوال کسی که عبادت و دعایش را فقط برای
خدا انجام دهد و قلبش را به آنچه چشمش می بیند مشغول نسازد و به واسطۀ
آنچه به گوشش می رسد ذکر خدا را فراموش نکند و به چیزی که به دیگری داده
شده محزون نگردد.(بحار،ج70،ص229)
حضرت علی(ع) فرمود : اخلاص در عمل از علائم سعادت است.(غررالحکم،ص43)
عبادتی مورد قبول خدای متعال قرار می گیرد و سبب قرب و کمال می شود که از
هرگونه ریا و خودخواهی و خودنمایی خالص بوده،فقط و فقط برای خدا انجام
بگیرد.معیار قبول و ارزش عمل ،اخلاص است.هر چه اخلاص بیشتر باشد عمل نیز
کاملتر و ارزشمندتر خواهد بود.
عبادت کنندگان چند دسته اند:
دستۀ اول :
کسانی هستند که به خاطر خوف از عذاب الهی و آتش دوزخ خدای را عبادت می کنند.
دستۀ دوم :
به امید نیل به نعمت های بهشتی و ثواب های اخروی از اوامر و نواهی الهی
اطاعت می کنند.این گونه مقاصد ضرری به صحت عمل نمی زند.عمل اینان درست
است و موجب تقرب و ثواب می شود.زیرا قرآن و احادیث برای ارشاد و هدایت
مردم غالباً از این دو روش استفاده نموده اند.بعلاوه خود پیامبر اکرم(ص)
و اولیاء الهی نیز از عذاب های خدا می ترسیدند و جزع و فزع می کردند و به
بهشت و نعمت های آن اظهار اشتیاق و امیدواری می نمودند.
دستۀ سوم :
کسانی هستند که به شکرانۀ نعمت های خدا او را پرستش می کنند.چنین قصدی
نیز با اخلاصی که شرط قبولی اعمال است منافات ندارد.لذا در احادیث برای
ترغیب مردم به اطاعت،نعمت های الهی را یادآور می شود تا به پاس آنها از
اوامرش اطاعت نمایند.حتی خود پیامبر و ائمه اطهار نیز گاهی برای توجیه در
جدیت در عبادت می فرمودند : افلا اکون عبداً شکوراً.
گر چه عمل این سه گروه مورد قبول واقع می شود لیکن عمل دستۀ سوم از
امتیاز و ارزش بیشتری برخوردار می باشد.چون اخلاص بیشتری دارند.
امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: کسانی که خدا را عبادت می کنند سه
دسته اند : گروهی برای نیل به ثواب های اخروی خدای را عبادت می کنند،این
روش تجارت پیشه گان است،دستۀ دیگر،به جهت ترس از عذاب عبادت می نمایند و
چنین عبادتی نظیر اطاعت بردگان است.دستۀ سوم،به شکرانۀ نعمت های الهی
عبادت می کنند و این،عبادت آزادگان است.
دستۀ چهارم :
کسانی که به منظور تکمیل نفس و پرورش روح عبادت می کنند.چنین قصدی نیز به
اخلاص که از شرائط صحت عمل می باشد،لطمه ای وارد نمی سازد.
دستۀ پنجم :
بندگان مخصوص و ممتاز الهی هستند که چون خدا را خوب می شناسند و او را
منبع همۀ کمالات و خیرات می دانندپرستش می کنند. چون به عظمت و قدرت بی
پایان الهی توجه دارند و جز او مؤثر دیگری را سراغ ندارند،تنها او را لایق پرستش می دانند و به همین جهت خدای را دوست دارند و در برابر قدرت و عظمتش خضوع و خشوع می کنند،این عالی ترین مرتبۀ اخلاص می باشد.
امام صادق(ع) فرمودند :عبادت کنندگان سه دسته اند: یک دسته، به امید ثواب
خدای را عبادت می کنند،این،عبادت حریصان است که انگیزۀ آنها طمع می
باشد.دستۀ دوم،به علت ترس از آتش دوزخ عبادت می نمایند،این،عبادت برگان
است که ترس موجب آن شده است،لیکن من چون خدا را دوست دارم او را پرستش می
کنم و این عبادت اشراف و بزرگان و انگیزۀ آنها امن و اطمینان است.خدای
متعال می فرماید :(و هم من فزع یومئذٍ آمنون) و می فرماید : (قل ان کنتم
تحبّون الله فاتّبعونی یحبکم الله و یغفر لکم ذنوبکم) پس هر کس که خدای
را دوست بدارد خدا نیز او را دوست می دارد و از آمنین خواهد
بود.(بحار،ج۷۰،۱۹۷)
امیرالمؤمنین می فرمودند : پروردگارا ! من تو را نه بدان جهت که از آتش
دوزخ بترسم و نه بدان منظور که به بهشت تو طمع داشته باشم،عبادت می
کنم،بلکه چون تو را برای پرستش لایق می دانم عبادت می
کنم.(بحار،ج۷۰،ص۱۹۷)
گروههای مذکور همه مخلصند و اعمالشان مورد قبول واقع می شود لیکن از جهت
اخلاص در یک مرتبه نیستند،بلکه کامل و کاملتر دارند، و دستۀ پنجم در عالی
ترین مراتب می باشند.
لیکن لازم به یادآوری است که واجدین مراتب عالی،فاقد مراتب پایین تر
نیستند،بلکه واجد آنها بعلاوۀ مرتبۀ عالی تر می باشند.صدیقین و بندگان
مخلص الهی نیز از خدا می ترسند،به لطف و کرم او امید دارند،در برابر
نعمتهایش شکرگزارند و قرب معنوی را نیز می خواهند،لیکن انگیزۀ عبادتشان
فقط اینها نیست،بلکه چون از خدا شناخت عالی تری دارند او را پرستش و
عبادت می کنند.این انسانهای ممتاز و برگزیدۀ الهی با اینکه به مقامات
عالی رسیده اند،مقامات مادون را نیز از دست نداده اند زیرا انسانی که در
مسیر تکامل حرکت می کند وقتی به مقام عالی تر رسید مقام پایین تر را نیز
واجد خواهد بود.
آنچه تا کنون گفته شد راجع به اخلاص در عبادت بود،لیکن اخلاص،به اخلاص در
عبادت محدود نمی شود،بلکه سالک تدریجاً به جایی می رسد که خودش و قلبش را
برای خدا خالص می کند و همۀ اغیار را از خانۀ دل خارج می نماید.به طوری
که تمام اعمال و حرکات و افکارش را به خدا اختصاص می دهد و جز برای رضای
خدا کاری را انجام نمی دهد.از غیر نمی هراسد و به غیر او اعتماد نمی
کند،دوستی او برای خدا و دشمنیش نیز برای خدا خواهد بود، و این عالی ترین
مراتب اخلاص است.
امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند : خوشا به احوال کسی که عمل و علم و حب
و بغض و اخذ و ترک و کلام و سکوتش را خالص برای خدا
گرداند.(غررالحکم،ص۴۶۲)
حضرت صادق علیه السلام فرمودند : هر کس که حب و بغض و انفاق و امساکش
برای خدا باشد از کسانی است که ایمانشان کامل است.(بحار،ج۷۰،ص۲۴۸)
امام صادق علیه السلام فرمودند : خدا چیزی را به بنده اش عطا نکرده که
شریف تر از این باشد که در قلب او جز خدا نباشد.(بحار،ج۷۰،ص۲۴۹)
امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند : کجایند قلب هایی که به خدا بخشیده
شده و بر اطاعت او پیمان بسته اند.(غررالحکم،ص۱۷۲)
وقتی سالک بدین مقام رسید،خدای سبحان او را برای خودش خالص می گرداند و
با تأییدات و افاضات و اشراقات،او را از گناه و انحراف مصون می دارد.چنین
بنده ای مُخلَص شناخته می شود و مخلَصین از بندگان ممتاز الهی هستند.
خدا در قرآن می فرماید : ما آنها را برای یاد آخرت خالص نمودیم.
قرآن کریم دربارۀ حضرت موسی علیه السلام می فرماید : به درستی که او خالص
شده و رسول و پیامبر بود.(مریم،۵۱)
بندگان مخلص الهی به مقامی می رسند که شیطان از گمراه کردن آنها مأیوس می
شود.قرآن شریف از قول شیطان نقل می کند که به خدای متعال گفت : به عزت تو
سوگند که همۀ بنی آدم را گمراه می کنم جز بندگان مخلص را که در آنها
نصیبی ندارم.(صافات،۸۳)
در خاتمه باید یادآور شویم که نیل به چنین مقام شامخی سهل و ساده به دست
نمی آید،بلکه نیاز به تهذیب نفس و کوشش و جهاد در عبادت دارد.
امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند : اخلاص ثمرۀ عبادت می باشد.(غررالحکم،ص۱۷)
چنانچه در احادیث آمده اشتغال به عبادت و ذکر و تداوم بر آن ،به مدت چهل
روز می تواند در صفا و نورانیت باطن و نیل به مقام اخلاص مؤثر و مفید
باشد،ولی نه یک مرتبه بلکه تدریجاً و با طی مراحل اخلاص.

عالم ربّانی حضرت آیت الله حاج سید حسین یعقوبی قائنی (حفظه الله) در
کتاب شریف سفینه الصّادقین می فرمایند :
"کرامات و کارهای خارق العاده هیچ کدام نمی تواند برای انسان اسباب
دلخوشی باشد ؛ زیرا اینها به خودی خود دلیل قرب انسان به خداوند متعال
نیست. بلعم باعورا با اینکه اسم اعظم داشت و دعایش مستجاب بود ، ولی
عاقبتش به گمراهی انجامید و مورد غضب الهی قرار گرفت . پس به این چیزها
نمی توان اعتماد کرد .
استاد ما آقای انصاری قدس سره می فرمودند : تنها دو چیز است که اگر سالک
آن را در خود یافت می تواند به آن دلخوش و امیدوار شود : یکی محبت و
دیگری اخلاص. اگر انسان در کارهایش اخلاص دید و در قلبش نسبت به خدای
متعال محبت یافت ، جای دلخوشی است .
میزان قُرب انسان به خدای متعال به محبت او است . اگر خداوند ذره ای محبت
عطا کند همه ی کارها آسان می شود . و در واقع اخلاص هم به معنای حقیقی آن
از غیر محب ساخته نیست ؛ زیرا تا انسان حبّ نفس را دارد نمی تواند برای
خدا کار کند . اگر خدا را هم بخواهد برای خودش می خواهد ، اما اگر محبت
خداوند نصیب کسی شود اول قدم او این است که پا روی خودش میگذارد و دیگر
خودش را نمی بیند و طالب چیزی جز او نیست . آن وقت تمام اعمال او خالص و
برای خدا می شود . پس کمال اخلاص هم پیدا نمی شود مگر با محبت .

افزودن نظر

با ورود به صفحه کاربری خود می توانید از تمامی امکانات سایت استفاده نمائید

ما 14 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم